امروز پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ مصادف با ۱۱ جماد أول ۱۴۴۰
  • اذان صبح: ۰۵:۴۵
  • طلوع آفتاب: ۰۷:۱۳
  • اذان ظهر: ۱۲:۱۴
  • غروب آفتاب: ۱۷:۱۵
  • اذان مغرب: ۱۷:۳۵
  • نیمه شب شرعی: ۲۳:۳۰
  • حضرت محمد(ص): طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.
+-
بازدید: ۹
۱۷ دی ۱۳۹۷
چگونه می‌توانید معاشرتی منطقی با همکاران در دستگاه قضا داشته باشید؟

درباره هوش هیجانی بیشتر بدانیم …

مفهوم هوش هیجانی از سال ۱۹۹۰ تاکنون مطرح بوده است، درست از زمانی که روانشناسان دانشگاه ییل، «جان دی.مایر» و «پیتر سالوی»، این مفهوم را در دنیای دانشگاهی مطرح کردند. اما گلمن در مطالعه آن پا را فراتر گذاشت و رابطه‌ای مستقیم میان هوش هیجانی کارکنان یک اداره و موفقیت آن اداره پیداکرد. وی بر این باور اس...

همه تحقیقاتی که منجر به تولد شاخه‌ای در علم روانشناسی با عنوان «هوش هیجانی» شده است، از یک پرسش به‌ظاهر ساده آغازشد: «چرا افرادي وجود دارند كه از هوش كافي برخوردارند، هميشه در دوران تحصيل رتبه‌هاي بالايي كسب كرده‌اند یا حتی با رتبه برتر از دانشگاه فارغ‌التحصيل شده‌اند، اما در زندگي اجتماعي و شغلي موفق نيستند؟» اين سؤال عامل انجام يك مطالعه طولي بود كه وضعيت ۹۵ نفر از دانشجويان دانشگاه هاروارد را تا سنين ميان‌سالي مورد بررسی قرار داد. نتايج اين مطالعه نشان داد افرادي كه بالاترين نمره‌هاي تحصيلي را در دانشگاه داشتند پس از ۲۰ سال، از نظر ميزان حقوق دريافتي، بهره‌وري و موفقيت شغلي از همكلاسي‌هاي‌ ضعيف‌تر خود موفق‌تر نبوده‌اند. آنان حتي از نظر ميزان رضايت از زندگي شخصي يا رضايت از روابط دوستانه، خانوادگي و عاطفي نيز وضعيتي برتري نداشتند. اين نتايج نشان ‌داد علم روانشناسی از مطالعه جنبه‌هاي مهمي از توانمندي‌هاي انساني در ارزيابي هوش غافل مانده‌است. براي پاسخگويي به اين نياز مفهوم «هوش هيجاني» مطرح شد؛ مفهومی که در این گزارش تلاش می‌کنیم با ارائه تأملي بر آن زمينه كاربرد هوش هیجانی را برای كاركنان دستگاه قضا فراهم کنیم.

مفهوم هوش هیجانی از سال ۱۹۹۰ تاکنون مطرح بوده است، درست از زمانی که روانشناسان دانشگاه ییل، «جان دی.مایر» و «پیتر سالوی»، این مفهوم را در دنیای دانشگاهی مطرح کردند. اما گلمن در مطالعه آن پا را فراتر گذاشت و رابطه‌ای مستقیم میان هوش هیجانی کارکنان یک اداره و موفقیت آن اداره پیداکرد. وی بر این باور است «کارکنانی که از سطح بالایی هوش هیجانی برخوردارند، خودآگاهی‌ دارند و این ویژگی به آنها کمک می‌کند همکاران خود را درک کنند و کارها را سر موعد انجام دهند. همچنین زمانی که افراد هوش هیجانی بالایی دارند، انتقادات ارباب‌رجوع آنها را ناراحت نمی‌کنند؛ آنها روی برون‌دادها متمرکز می‌کنند تا اینکه احساس کنند به آنها توهین شده است.»

تمرینی برای تقویت هوش هیجانی قضات

«بهزاد دارابی» آسیب‌شناس و مدرس دانشگاه فرهنگیان، در حوزه آموزش‌های روانشناسی بیشتر بر عمل‌گرایی تأکید دارد. وی با بیان اینکه برای داشتن رفتار بهتر در محیط اجتماعی راهکاری ساده وجود دارد، راهکار را «فهم درست علت رفتار طرف مقابل» می‌داند و می‌گوید: «این توانایی خیلی عجیب‌وغریب نیست و با برخی تمرین‌ها می‌توان به آن رسید.»

دارابی ادامه می‌دهد: «به‌هرحال گاهی و در مقاطعی دیده می‌شود که قضات رفتار مناسبی با وکلا ندارند. دلیل هرچه باشد (حتی ناتوانی وکیل در دفاع از موکل یا جانب‌داری از ناحق) نباید باعث بروز رفتارهای خاص از سوی قضات شود. ما پذیرفته‌ایم که قضات عالی‌ترین افراد کشور هستند و بر حساس‌ترین صندلی تکیه‌ زده‌اند البته این را نیز باید قبول کنیم که بین همه افرادی که در قالب یک صنف فعالیت دارند چالش‌هایی ایجاد می‌شود.»

به گفته وی برای کاهش تنش‌ها، کشورهای پیشرفته جهان راهکاری اندیشیده‌اند. راهکار آنها ساده است، افراد در جایگاه شغلی یکدیگر قرار می‌گیرند و از نزدیک با مشکلات و مسایل طرف مقابل آشنا می‌شوند. این راه‌حل علمی است و نتایج خوبی به دست آورده اما در کشورهایی که این روش امتحان شده است مفهومی به اسم «شهروند برتر» وجود ندارد.

این مدرس دانشگاه می‌گوید: «در کشور ما علاوه بر وجود این مفهوم، واقع‌بینانه‌ این است که امکان جابه‌جایی منصب وکالت با قضاوت وجود ندارد. برای قاضی شدن، مسیری سخت و طولانی‌ در پیش است؛ پس بهتر است به راهکار دوم بپردازیم که همان «تقویت هوش هیجانی» است. کافی است وقتی قاضی عصرها وارد خانه می‌شود، تلویزیون را روشن و صدای آن را قطع کند. سپس از حالات و رفتار افرادی که تصویر آنها را می‌بیند حدس بزند چه حسی دارند. این تمرین یکی از علمی‌ترین روش‌ها برای افزایش هوش هیجانی و انتخاب برخورد مناسب در زمان بروز مشکل یا برخورد با آدم‌های خاص است.»

به اعتقاد وی با همین تمرین ساده قضات می‌توانند به میزان زیادی برافزایش هوش هیجانی خود کمک کنند.

راهکاری برای تقویب هوش هیجانی

دکتر «اصغر کیهانی‌نیا»، روانشناسی و مدرس دانشگاه با بیان اینکه دانشمندان براین باورند افرادی که از «هوش هیجانی» برخوردارند، می‌توانند عواطف و احساسات خود و دیگران را کنترل کنند، می‌گوید: «هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که از مهارت‌ها و خصوصیات فردی سرچشمه گرفته است و به‌طورمعمول به آن دسته مهارت‌های درون فردی و بین فردی گفته می‌شود که فرد را قادر می‌کند تا هیجانات خود را کنترل کند و در حقیقت مدیریت بحران داشته باشد.»

به گفته وی هوش هیجانی (عاطفی)، توانایی برای مدیریت اضطراب و کنترل تنش‌ها و انگیزه، امیدواری و خوش‌بینی در مواجهه با موانع در راه رسیدن به هدف است؛ شاهراهی است که به داشتن درایت ختم می‌شود.

کیهان‌نیا ادامه می‌دهد: «این هوش هم‌زبانی، همدلی و داشتن گوش شنواست تا دیگران آزادانه بتوانند احساسات خود را بروز دهند. هوش هیجانی (عاطفی)، یک نوع مهارت اجتماعی است که دارنده آن قادر است مدیریت خود را بروز دهد و حتی دیگران را هدایت کند.»

توصیه‌هایی برای قضات

این مدرس دانشگاه تأکید می‌کند: «با توجه به اینکه قضات با مشکلات و دردسرهای مردم سروکار دارند و به‌اصطلاح از طریق حل و پیگیری مشکلات مردم امرارمعاش می‌کنند طبیعی است که استرس‌های مراجعان ازیک‌طرف و مراوده و مذاکره با وکلای دادگستری و همین‌طور کارکنان دادگاه‌ها از طرف دیگر بر آنها تأثیر بگذارد، درنتیجه قضات با انبوهی از استرس‌های شغلی مواجه هستند و این استرس‌ها را با خود حمل می‌کنند. یکی از مواردی که بر اصول مذاکره با مراجعان تأثیر می‌گذارد استرس‌های شغلی است که در این شغل بسیار وجود دارد و در واقع جزو ماهیت این شغل محسوب می‌شود.»

وی در این باره یک سئوال اساسی مطرح می‌کند و می‌گوید: «پرسش اساسی و مهم قضات این است که چگونه می‌توانند استرس‌های خود را کنترل کنند تا بر کیفیت کار آنان تأثیرگذار نباشد، زیرا در موارد بسیاری مشاهده‌شده است که این استرس‌ها باعث می‌شود قضات زود عصبانی شوند و نتوانند بر اعصاب و روان خود مسلط باشند.»

کیهان‌نیا ادامه می‌دهد: «هر چه شعور انسان بیشتر باشد، تدبیر آنان در برابر مشکلات زندگی بالاتر خواهد بود. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «من از فقر امتم نمی‌هراسم بلکه از سوءتدبیر آنها هراسناکم» به این ترتیب مدیریت بحران و کنترل استرس یکی از عوامل مهم فراهم کردن محیط‌های امن و خارج از بحران است.»

راه‌حل‌های برون رفت از استرس

به گفته این روان‌شناس «به‌هرحال استرس امري اجتناب‌ناپذير است؛ سمی است که بيماري رواني، جسمي و ارتباطي به وجود مي‌آورد و ذهن را خراب مي‌كند؛ به‌خصوص برای قضات که نیاز به هوشیاری کامل دارند توان کاری و کارکرد مفید آنها را کاهش می‌دهد.»

وی ادامه می‌دهد: «در این میان باید به این نکته توجه کرد که برخی از استرس‌ها، بروز و مدیریت آنها در اختیار ما است؛ از جمله این استرس‌ها می‌توان به مسائل موجود در محیط خانواده و محیط کار اشاره کرد. کثرت تعداد پرونده‌ها و بی‌نظمی شعبه‌ها، عامل بروز استرس است؛ اما با یک برنامه‌ریزی صحیح می‌توان نظم را در امور قضایی و دفتری شعبه برقرار و با از بین بردن یا کاهش استرس آن را مدیریت کرد.»

کیهان‌نیا با بیان اینکه برخی از استرس‌ها نیز خارج از نفوذ و اختیار ما قرار دارند، می‌گوید: «از جمله این استرس‌ها می‌توان به مسائل موجود در جامعه مانند تورم، گرانی، بدی آب‌وهوا، ترافیک، آلودگی صوتی، اخبار ناخوشایند و گوناگون از سراسر جهان اشاره کرد که تقریباً از حیطه قدرت ما خارج‌اند و چاره‌ای نیست مگر کنار آمدن با آنها. با توجه به شناخت خود و شناخت محیط اطراف و بالاخره راه‌های مقابله با اتفاقات ناخوشایند ما قادر خواهیم بود که هر بحرانی را مدیریت کنیم.»

لزوم دریافت آموزه‌های روانشناسی از سوی قضات  

دکتر «احمد جلیلی»، مشاور عالی انجمن روانشناسان کشور نظر متفاوتی‌ دارد و بر این باور است که قضات باید علم روان‌پزشکی را بیاموزند. وی می‌گوید: «اطلاعات دقیق از تشخیص علایم بیماری‌های روانی مساله‌ای است که قضات حتماً باید به آن اشراف داشته و درباره آن مطالعه کرده باشند.»

وی به قضات توصیه می‌کند که وقتی افسرده، مضطرب یا تحت‌فشار عصبی هستند تصمیم نگیرند، حتی اگر در حد خریدن یک وسیله ساده باشد.

مشاور عالی انجمن روانشناسان کشور از این افراد می‌خواهد که اگر در شرایط خاص بودند بهتر است که در آن لحظه یا در آن روز قضاوت نکنند و صدور رأی را به‌وقت دیگری واگذار کنند.

وی می‌گوید:‌ «قضات از فرهیخته‌ترین افراد جامعه به‌حساب می‌آیند، این افراد فشار کاری زیاد و محیط پراسترسی را در طول سال‌های متمادی تجربه می‌کنند و اصلاً عجیب نیست که این فشارها روح و روان آنها را تحت تأثیر قرار دهد. نکته‌ای که آنها باید مدنظر داشته باشند لزوم مراجعه آنان به پزشک معالج است. باید این موضوع را باور کنیم که فشار روحی منجر به بیماری روح و روان آدمی می‌شود و مانند بیماری‌هایی چون فشارخون و بیماری‌های قلبی و … باید درمان شوند.»

جلیلی، احتمال ابتلای قضات به افسردگی، وسواس و پرخاشگری را بیشتر از سایر بیماری‌ها می‌داند و می‌گوید: «وسواس عملی است که فرد به آن اعتقادی ندارد، در اصل با آن عمل مخالفت دارد اما مجبور به انجام آن می‌شود و آن را تکرار هم می‌کند. در اصل تکرار عمل به وی تحمیل می‌شود؛ درست مثل کسی که می‌داند با یک‌بار شستن دست‌ها، پاک می‌شوند اما ده‌ها بار این کار را تکرار می‌کند. درباره افسردگی نیز علایمی مانند غمگینی، کم شدن ظرفیت شادی، اضطراب، اختلال در خواب و اشتها و مسایل جنسی، دردها و علائم پراکنده جسمی که با مراجعه به پزشکی دلیلی برای آنها یافت نمی‌شود از دلایل این بیماری است.»

مشاور عالی انجمن روانشناسان کشور براین باور است که موارد یاد شده در حالت حاد نیاز به مشاوره و درمان دارویی دارند اما اگر به حالت حاد نباشد باید بدانیم که ناشی از عادت هستند. به عبارتی بیشترین عصبانیت‌ها و برخوردهای انسان‌ها ناشی از عادت است. وی می‌گوید: «عادت‌ها یا از خانواده به فرد منتقل می‌شوند یا اینکه مدتی فرد دچار مشکلاتی بوده و دست به برخوردهایی مانند پرخاشگری زده و حالا به عادت ثانویه وی تبدیل شده است این دو مورد با آگاهی و تمرین‌های مراقبتی برطرف می‌شوند.»

جلالی در پایان تأکید می‌کند: «قضاوت جزو گروه‌های شغلی پراسترس است اما به دلیل اینکه کار قضات با جان و زندگی مردم ارتباط دارد باید این افراد مدام مراقب خود باشد و در این میان توجه به دستورهای مذهبی اثر شگرفی خواهد داشت.»

هفت‌گانه آنهایی که هوش هیجانی دارند

دکتر کامران علوی، روانشناس و مدرس دانشگاه تهران، هفت مشخصه برای افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند برمی‌شمارد و آنها را چنین فهرست می‌کند:

۱- آنها عاملان تغییر هستند: افرادی با هوش‌هیجانی بالا از تغییر هراس ندارند. آنها می‌دانند که تغییر جزو ضروری زندگی است و خود را با آن وفق می‌دهند.

۲– آنها خودآگاه هستند: آنها می‌دانند در چه‌کاری خوب هستند و در چه زمینه‌هایی هنوز به یادگیری نیاز دارند به عبارتی نقاط ضعف آنها را متوقف نمی‌کنند. آنها می‌دانند چه محیط‌هایی برای سبک‌کاری آنها بهینه هستند.

۳– آنها می‌توانند همدلی کنند: نشانه بارز هوش هیجانی، توانایی درک دیگران است، قدرتی‌ که آنها را به مهره‌هایی حیاتی در محیط کار تبدیل می‌کند. با یک توانایی ذاتی در درک اینکه همکاران و ارباب‌رجوع‌ها چه شرایطی را تجربه می‌کنند، آنها می‌توانند بدون حاشیه موقعیت‌های دشوار را پشت سر بگذارند.

۴- آنها کمال‌گرا نیستند: درحالی‌که افرادی با هوش هیجانی بالا به‌شدت باانگیزه هستند، آنها می‌دانند کمال امری محال است. آنها خود را با شرایط نامطلوب وفق می‌دهند و از اشتباهات درس می‌گیرند.

۵- آنها تعادل دارند: خودآگاهی آنها به این معنی است که ذاتاً اهمیت یک تعادل حرفه‌ای-شخصی سالم در زندگی خود را می‌دانند ضمن آنکه می‌دانند چگونه این تعادل را برقرار کنند. آنها خوب غذا می‌خورند، به‌قدر کافی می‌خوابند و علایقی خارج از محیط کار دارند.

۶– آنها کنجکاو هستند: یک حس ذاتی کنجکاوی باعث می‌شود وقت سپری کردن با آنها بسیار دلپذیر باشد. آنها گزینه‌های ممکن را کندوکاو می‌کنند، می‌پرسند و پذیرای راهکارهای تازه هستند.

۷- آنها رئوف هستند: افرادی با هوش هیجانی بالا می‌دانند هر روز زندگی چیزی با خود به همراه دارد که به خاطر آن می‌توان سپاسگزار بود. آنها نسبت به زندگی خود احساس خوبی دارند و اجازه نمی‌دهند منتقدان و افراد منفی‌باف این امر را تحت تأثیر قرار دهد.

گوش دادن، مهمترین عامل تقویت هوش هیجانی

دکتر سید محسن فاطمی- روانشناس

پژوهش‌های مختلف در ابعاد سازمانی نشان داده‌اند که اگر بخواهیم سلامت سازمان را تأمین کنیم، باید بتوانیم رفتارهای تهاجمی را کم و رفتار بیانگر را تقویت کنیم؛ این موضوع فقط با آموزش صورت می‌گیرد.

افراد دارای هوش هیجانی، نسبت به هیجان‌های دیگران فوق‌العاده حساس، دقیق و هوشیارند، درحالی که افراد فاقد هوش هیجانی کاملاً به هیجان‌ها و احساسات دیگران بی‌توجهند. فهم هیجان‌های دیگران به طور عمده از دو راه صورت می‌گیرد؛

الف) توجه دقیق و آگاهانه به رفتارهای غیرکلامی و ب) افزایش و ارتقای مهارت‌های گوش دادن.

رفتارهای غیرکلامی و کلامی از شش راه با هم در تعامل هستند که شامل تکرار، تناقض، جایگزینی، تکمیل، تأکید و کنترل و هدایت می‌شوند.

کلید یا شکل دوم برای فهم هیجان‌های دیگران هنر گوش دادن و ارتقای آن است. یکی از دلایل اینکه نمی‌توانیم هیجان‌های دیگران، را درک کنیم، این است که گوش نمی‌کنیم پس باید تکنیک‌های مدیریت هیجان‌ها را بیاموزیم که از این قرار است:

۱- تکنیک ایست: هنگامی که طوفان هیجان‌ها، یعنی خشم، انزجار، تنفر یا شادی تمام وجود ما را فرا می‌گیرد تا در تصمیم‌گیری ما نقش اساسی ایفا کند، می‌توانیم برای لحظه‌ای علامت ایست یا توقف را در ذهن خود مجسم کنیم. این توقف امکان نگاه کردن به خود، به هیجان و به عواقب هیجانی موردنظر را به‌وجود می‌آورد. این بازنگری آگاهانه می‌تواند ما را از گزندهای هیجانی و آثار مسموم آن در عمل، آگاه کند.

۲) تمرین آرام‌سازی خود: در لحظه‌های هیجانی، نظیر عصبانیت، استرس و سردرگمی حالت منفی در ما ایجاد می‌شود. انجام تمرین آرام‌سازی موجب می‌شود که بتوانیم آگاهانه گرفتگی ذهنی و روحی را به آرامش و انبساط تبدیل کنیم. نکته مهم اینکه گرفتگی هیجانی به طور معمول با پاسخ‌های نامناسب همراه است، درحالی که انبساط و رهایی از گیرهیجانی، ما را برای دادن پاسخ‌های مناسب آماده‌تر می‌کند.

۳) تصویرسازی: با تجسم یک صحنه وحشتناک و خود را در قعر یک چاه تاریک و بدبو احساس کردن، ضربان قلب شما سریع‌تر خواهد شد. حال احساس منظره‌ای زیبا، نظیر جوی آب روان و رایحه گل یاس موجب خواهدشد که تغییرات فیزیولوژیکی متفاوتی را تجربه کنید که کاملاً متفاوت با حالت پیشین است. نکته عملی در این زمینه، ارتقای توانمندی درونی با استفاده هوشیارانه از تخیل خلاق در مدیریت هیجان‌هاست. بی‌تردید کلیدهای بزرگی، مانند ایمان، امید و دعا باعث حذف تصویرهای تاریک و گرفته و خلق تصویرهای باز و فراخ می‌شوند.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *